محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )
480
مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )
( 1 ) 304 / 2 آموزشهاى عمر ، به نافع بن عبد الحارث فرمانده لشكر سنن سعيد بن منصور ؛ بخش دوم ش 2657 . از عبد اللّه بن فرّخ روايت است و او نيز از پدرش روايت كرده است كه وى گفت : عمر بن خطّاب ، به ما نامه نوشت : در خريدوفروش [ برده ] ، دو برادر و نيز مادر و فرزند را ، از هم جدا مكنيد . سفيان گفت : يك بار نافع بن عبد الحارث ، اين مطلب را براى من نوشت . ( 2 ) 304 / 3 - 4 نوشتهء عمر دربارهء حكم پناه دادن بردهء پيكارگر سنن سعيد بن منصور ، بخش دوم ش 2608 ( ناشر كتاب ، به بيهقى 9 / 94 و مصنّف عبد الرّزاق 2 / 299 نيز ارجاع داده است ) . مقابله كنيد : طب 2567 - 2568 ؛ شرح السّير الكبير ، سرخسى 1 / 171 - 172 . در روزگار عمر ، دژى را به محاصره گرفتيم . يكى از بردگان ما ، تيرى كه همراه آن زنهارى بود ، به درون دژ افكند . - سرخسى افزوده است : وى به فارسى بر تير خود نوشته بود : « مترسيد » - مردم از دژ بيرون آمدند . گفتيم : چرا بيرون آمديد ؟ گفتند : به ما پناه داديد . گفتيم : تيرانداز ، يك برده است و ما دستور او را شايستهء اجرا نمىدانيم . گفتند : ما بردهء شما را از آزادتان تشخيص نمىدهيم . در پى بىآن ، به عمر نامه نوشته و دربارهء اين مشكل از وى پرسش كرديم . عمر در پاسخ نوشت : « آن برده ، مردى از مسلمانان است و پناه دادن وى ، در خور اجراست » . ( در روايت ديگر است : او يكى از مسلمانان است و زنهار او ، زنهار شماست ( 1 ) ) .